تبليغاتX
پاتوق بچه های ورودی 84 برنامه ریزی شهری
اونهای که واسه دوران دانشجویی دلشون تنگ میشه
سلام به دوستان.

اگه می دیدید وبلاگ چند روزی تعطیل بود و به روز نمی شد و نظرات تائید نمی شد دلیل داشت و دلیلیش هم هم شغل شدن من و مارکوپولو بود!!

بعضی موقع ها گل دقیقه نود خیلی بیشتر به ادم حال می ده.قضیه ارشد من هم همین شده.بعد از اینکه توی اعلام نتایج قبول نشدم و یاد گرفتم که دیگه از روی غرور کاری رو نکنم خدا لطف دیگری کرد و از یک دانشگاه وابسته به یک سازمان دولتی(که به بعضی دلایل اسمش رو نمی گم) برام دعوت به مصاحبه اومد و ....بعد از هفت خان رستم و گزینش و ... قرار بر بستن کوله بار تهران شد.

توی این ۱۵ روز سفر ما هم نکاتی بود که گفتم شاید برای بعضی ها جالب باشه.

توی سفر تهران مزاحم اقای برکاتی عزیز شدیم :

براتون بگم که ایشون هم حالش خوب بود.برای اونهای که سال دیگه هم می خواهند ارشد بدن بگم از دانشگاه بهشتی

از لحاظ امکانات با اینکه به فردوسی نمی رسه ولی خیلی هم کم نداره.از نظر من که بهشته!همه شهر از اون بالا پیداست و شبهای پر نور تهران هم دیدنی.دانشگاهی که به باغ و ویلا بیشتر شبیه هست با آلاچیق های قشنگ که برا من تعجب آور بود!!یک خوبی دیگه ای هم که داره برا آدم های مثل من عالیه چون به واسطه کوهستانی بودن دانشگاه در عرض یک ماه به یک ورزشکار حرفه ای مبدل خواهید شد.

متاسفانه تغییر برنامه کاریم باعث عدم رویت اقای اسدی عزیز شد.از اوشون و دانشگاهشون هم بگم که حالش خوبه و خوابگاهاشون در حد زیر صفر مزخرف هست.اتاق های دو نفره فردوسی برا ۵ نفر ارشد!!اینم برای مشتاقین تهران! بگم که همچین منتظر تفاوت فرسنگی بین اساتید مشهد و تهران نباشند.استاد خوب و خیلی بد همه جا هست.

از قول آقای رضایی هم بگم که یه جورایی سیاسی مشهد رو بهتر ازتهران میدید و...

بعد از تهران قصد مشهد کردم

در راه دو سه روزی در بیرجند بودم که چیز های دیدم که هدف اصلی من از نوشتن این پست همین بود.پدر من حدودا ۶۰ سال سن دارند و تا به امروز با همه دوستان دانشگاهی شون ارتباط دارند.هر وقت مشهد میایم خونه دوست مشهدی شون می رن و هروقت تهران دوست های تهرانی نشین شون.البته بار ها هم میزبان دوستانشون در شیراز بودیم.اینبار بعد از ۱۷ سال که رفته بودیم بیرجند  دگر باررفتیم بیرجند برای  دیدن دوست دانشگاهی پدرم که دیگه هر دو الان موی سیاهی بر سر ندارند!دوستی از دیدار کردستان(که سال هاست در بیرجند ساکن هست)و اهل تسنن که با پدرم خیلی صمیمی هستند و توی این ۱۷سال که همدیگر را ندیده بودند تلفنی زیاد صحبت می کردند.

این رو تعریف کردم تا یه چیزی رو بگم.به حسی که دوست پدرم و پدرم در دیدار پس از ۱۷ سال داشتند و تعریف خاطرات ۳۰ ۳۵ سال پیش فکر کنید.

دوستی یعنی این.دوران شیرین دانشجویی با اینکه خیلی سخت بود تمام شد ولی این دوستی هاست که می مونه.می بینید دوستی اگر واقعی باشه زمان و فاصله کهنه اش نمی کنه.هنوز هم خاطرات دوران دانشجویی بعد از ۳۰ سال جالبه هست.این رو گفتم که دوستان اگه از هم گلایه و ناراحتی دارند ببخشند و نگذارند خاطرات خوب این چهار سال کم رنگ بشه و از هم بی خبر بشیم.

بگذریم بعد از بیرجند دیدن مشهد و دانشگاه که خیلی دلم براش تنگ شده بود جالب بود.

دانشگاه یک جورایی ساکت و آروم بود.

البته دیدن چند تا از دوستان با اینکه جایی اون کلاس شلوغ ۴۰ نفره رو پر نمی کرد ولی هی خوب بود.

از دیدن آقای رضوی و شوریابی(که از بهشتی به مشهد خودش رو منتقل کرده) همینطور آقای شیرینی که برا تولد امام رضا(ع)به مشهد اومده بود خیلی خوشحال شدیم.

دوستانی که مشهد بودند از تکراری بودن مطالب اساتید گذشته گلایه داشتند و از تکرار مطالب کارشناسی ناراضی

البته همینطور از دانشکده که بدون دوستان کارشناسی شده بود هم احساس افسردگی می نمودند.با هم به یاد گذشته توی کنفرانس آب که در تالار فردوسی تشکیل شده بود شرکت کرده و از سخنرانی دکتر پاپلی استفاده کردیم.

خانم های پر تلاش کلاس خانم ابراهیمی و قاسمی را هم به واسطه کلاس دکتر رهنما دیدم که امیدوارم همچنان موفق و پیروز باشند

بعد هم یک روزی مزاحم آقای زروندی در نیشابور شدم.شدیدا مشغول کار شده و موفق.البته دو تغییر بسیار مهم هم کرده یکی اینکه به شدت لاغر شده و دوم اینکه به واسطه تذکرات اطرافیان این مایه دود و آلودگی(قلیونش رو می گم)رو کنار گذاشته که از الطاف و معجزات الهی می باشد!!

در اخر هم بگم که به واسطه سفر به شیراز  آقای حیاتی از احوال ایشون هم باخبر هستم که ایشالا با تلاش مجدد به حقشون که سال پیش بهش نرسیدن در کنکور سال بعد دست پیدا می کنن و با یک رتبه تک رقمی همه رو خوشحال می کنن البته به شرطی که دوباره شروع کنن که ایشالا می کنن.

از زوج گروه جغرافیا آقای غفاری و خانم نوری هم بگم که  مشغول زندگی متاهلی هستند که امیدوارم موفق باشند.خونشون هم رفتیم و مزاحم اونها هم شدم.

وایی چقدر حرف زدم......

خلاصه اینها رو نوشتم تا از احوال دوستانتون با خبر باشید و  بقیه دوستان هم لطف کنن از خودشون و دوستان اگر خبری دارند بدهند

بخش نظرات این بخش رو می بند تا همه نظراتشون رو توی بخش نظرات حرف اول بگذارند چون اونجا یه جورای به محل گفتگو تبدیل شده.

یا علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 13:47  توسط سید محمد رضا اصنافی 

چند تا عکس خیلی خیلی زیبا دیدم از پاییز کانادا که دلم نیومد شما رو از دیدنش بی بهره بگذارم.

واقعا چقدر زیبا ست

می تونید عکسها رو اینجا ببینید(ببخشید مشکلی داشت که حل شد)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 18:53  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

دوستان رو به دیده وبلاگهای جدیدی که فکر می کنم برای دوستان جذاب باشه دعوت می کنم تا با یک کیلیک روی اسامی با یک مطلب جدید آشنا بشوید.

گاگوووووول(خودم)

آقایان برکاتی عیوضلو و اسدی()

پلخمون(یکی از بچه های دانشکده)

شعر کده یک دکتر(پسر عمه گلم)

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:54  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

سلام

یک امان جدید در وبلاگ راه اندازی شده که فکر کنم جذاب و جالب باشد و دوستان استقبال کنند.

و اون نظر سنجی هست

با احترام به همه اساتید که در این چهار سال از محضرشون درس اموختیم قصد انتخاب برترین های اساتید از نظر دانشجویان داریم.

البته نظر سنجی های بعدی رو هم به پیشنهاد دوستان ایجاد خواهم کرد.

دوستان برای ثبت نظر می توانند به سمت چپ وبلاگ مراجعه کنند.

البته دوستان می توانند جهت بیان دلایل انتخاب یا توضیحات دیگر از بخش نظرات همین پست استفاده کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 1:29  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

با تشکر از خانم نیکزاد که  این پست رو تکمیل کردند با ذکر فضائل امشب

سر باتری ماشین رو اگه نگاه بندازی بعد یه مدت شوره میزنه و مانع شارژ گرفتن خوب ماشین میشه.بعد از مدتی باید با آب جوش و سیم پاکش کنی تا دوباره از باتری انرژی بگیره!

بار گناه های آدمی مثل من هم همینطوره

 هر سال انقدر جمع می شه که دیگه نمی گذاره از خدا نور بگیره!!

شبای قدر واسه آب جوش و سیم کشیدن دله!

تا دوباره جون بگیره و واسه یه سال روزی گرفتن آماده بشه.

توی این شب ها واسه دل های زنگار گرفته مثل من دعا کنید!!

همین!!




شب23 :
از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مستفاد ميشود ك شب قدر همين شب است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدر ميگردد. و از براى اين شب غير از اعماليكه با دو شب سابق مشترك است چند عمل ديگر است :

1- خواندن سوره عنكبوت و روم كه حضرت صادق (ع ) قسم ياد فرمود كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت است .

2- خواندن سوره حم دخان .

3- خواندن انا انزلناه .
نماز امشب هشت ركعت است به حمد و هر سوره كه ميسر شود علامه مجلسى فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخوانند و دعاهاى صحيفه كامله را بخوانند، خصوصا دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و بعبادت و تلاوت و دعا بسر آورد. زيرا كه در احاديث معتبر، وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است انتهى .


************************

در این شبهای قدر بهتر است این اعمال هم انجام شود :

 ۲ رکعت نماز برای سلامتی آقا امام زمان (عج)
 ۲ رکعت نماز برای شادی روح تمامی رفتگان و اموات و ۲۵ بار ذکر " اللهم اغفرلی لجمیع المومنین والمومنات والمسلمین والمسلمات"
 ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت و خواندن دعای توسل
 ۲ رکعت نماز فاطمه زهرا (س) : در رکعت اول بعد ازحمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید .
 خواندن سوره دخان و قدر

امیدوارم مفید واقع شده باشد..... ما را هم دعا بفرمایید .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:17  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

با تشکر فراوان از آقای شیرینی و خانم صدیقی که زحمت این مطلب علمی رو کشیدند

ان شاءا... که بقیه هم بجایی مسخره بازی یکم کار علمی کنند


یک گوشی با قابلیت های جغرافیایی!!!

چندي پیش شرکت گارمین- يکي از بزرگترين تولید کنندگان گیرنده هاي GPS و نرم افزارها و نقشه های GPS - و آسوس(Asus) طی يک پیمان همکاری، قول و قرار های طراحی و ساخت گوشي موبايل از نسل اسمارت فون با سيستم عامل ویندوز موبايل با نام nüvifone را منعقد کردند.

در طراحي این مدل از تکنولوژي Location Based Service استفاده شده است. بر اساس اين تکنولوژی مکان يابي جغرافيايي کاربر تلفن همراه به آسانترين وجه ممکن امکانپذیر است. با داشتن اين گوشی در هر نقطه از کره زمین که ايستاده باشید مي توانید از جزئيات کامل جغرافيايي مکان خود مطلع شوید و یا مقصد خود را شناسايي کرده و از چگونگی وصول به آنجا اطلاع یابید.

در حقیقت nüvifone ترکیبی از یک تلفن همراه هوشمند و يک گیرنده GPS است و با روشن کردن گوشي سه آیکون ساده تماس , جستجو و نقشه بر روی نمايشگر لمسی 3.5 اینچی آن ظاهر مي شود.
مکانیاب جغرافيايي این مدل، حاوی نقشه ديجيتال بسیاری از کشورها و شهرهای جهان است و از تکنولوژي Points of Interest استفاده می کند. با این تکنولوژي می توانيد جزئی ترين اطلاعات جغرافيايي اعم از خیابانها, فرعيها, رستورانها, بیمارستانها و ایستگاه پليس منطقه مطلع شوید.
در زمان رانندگی کافيست مقصد خود را به گوشي بدهيد. در کوتاه ترین زمان ممکن مسافت شما را بر حسب مایل و کیلومتر تخمين می زند و سرعت پیشنهادی حرکت را نيز به شما اعلام مي کند. در هنگام رانندگي اگر راه را اشتباه بروید به شما هشدار می دهد و شما را از مسير درست مطلع می سازد.

تکنولوژي جالب ديگر این گوشي Ciao مي باشد که به شما این امکان را مي دهد تا موقعيت جغرافیایی دوستان خود را مشخص کرده و نزدیکترین مسير را براي رسیدن به آنها کشف کنید.

زمانيکه از لنز 3 مگا پیکسلی آن برای عکس گرفتن و یا فيلمبرداري استفاده مي کنید , مکانیاب جغرافيايي به صورت خودکار فعال می شود و برچسبي که حاوي مکان و جزئیات جغرافيايي محل استقرار شماست تهيه کرده و به فايل الصاق مي کند.

شایان ذکر است این گوشی تلفن همراه به تازگی وارد بازارهای روز اروپا و آمریکا شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:51  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

تکمیلی!

بالاخره نتایج ارشد رو زدند.

خبر های متفاوتی هست.البته من هم فقط از ظریق سایت متوجه شدم که بغیر از دوستان عزیز آقایان شوریابی و برکاتی و اسدی آقای رضوی هم شبانه دانشگاه خودمون قبول شدند و مجدد فیض بهره مندی از اساتید گرام را دارند!

اخبار تکمیلی از قبولی آقای عیوضلو در دانشگاه پیام نور ساری خبر می دهد.

البته اخبار رسیده به وبلاگ هم نشان از قبولی خانم رضایی و حسینی داره.

دوستان اگه اخبار تازه تری هم دارند خبر بدند تا این پست رو تکمیل کنم.

در مورد خودم همانقدر گفتن فلانی شانس داره که همچین ضدحال خوردم که الان سه روز هست گیج هستم.بعد از به اصطلاح مشورت ها با بچه های که سال های قبل علامه قبول شدند به اطمینان خاطر رسیدم که شبانه علامه قبولم و با بی خیالی محض در مصاحبه ورودی دانشکده صدا و سیما هم شرکت نکردم به هوای علامه . و حالا که علامه قبول نشدم از دانشکده صدا و سیما هم جا موندم!

و الان در عین ناباوری هیچچچچچچچچچچچچچچ جا قبول نشدم!! تا تجربه ای باشه برا خودم و دیگرون.

البته به هیچ وجه نا امید نیستم و انشاء ا... بعد از کنار اومدن با این بد شانسی شروع می کنم و دوباره علوم ارتباطات رو بیچاره می کنم و البته امیدم به خدا هست و همه هم امیدشون به خدا باشه!

یا علی

این کاملترین منابع ارشد برنامه ریزی شهری هست که دوستان عزیز آقایان برکاتی اسدی و شوریابی تهیه کردند.

ان شاء ا... که بخونید و سال دیگه همه قبول بشید.

منابع کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری

جغرافیای شهری (مبانی و ایران)
1-دیدگاههای نو در جغرافیای شهری ، حسین شکویی
2-جغرافیای شهری ایران ، اصغر نظریان
3-شار تا شهر ، محسن حبیبی
4-نظریه های شهر و پیرامون ، پاپلی یزدی
5-شهر نشینی در ایران ،گیتی اعتماد
6-جغرافیا و شهرشناسی ، یدالله فرید
7-اکولوژی اجتماعی شهر ، جغرافیای اجتماعی شهر ، حسین شکویی
8-روابط متقابل شهر و روستا با تاکید بر ایران ،علی اصغر رضوانی
9-پویش شهر وشهر نشینی در ایران ، ناصر عظیمی
10-تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران ، حسین سلطان زاده

برنامه ریزی شهری (مبانی و ایران)
1-مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری ، اسماعیل شیعه
2-تحلیلی از ویژگیهای برنامه ریزی شهری در ایران ، ناصر مشهدی زاده دهاقانی
3-برنامه ریزی شهرهای جدید ،کرامت الله زیاری
4-برنامه ریزی شهری در ایران ،غلامحسین مجتهد زاده
5-برنامه ریزی کاربری اراضی شهری ، کرامت الله زیاری
6-در آمدی بر برنامه ریزی شهری ،هیراسکار جی کی ، مترجم محمد سلیمانی
7-فرایند برنامه ریزی شهری در ایران ،محمد تقی رهنمایی
8-با شهر و منطقه در ایران ، اسماعیل شیعه
9- برنامه ریزی کاربری اراضی شهری ،محمد رضا پور محمد
10-اصول و تکنیک شهر سازی ، کریم حسین زاده دلیر (جزوه درسی)
11-اقتصاد شهری ،عابدین در کوش

۱۲.پویش شهر نشینی و مبانی نظام شهری ، ناصر عظیمی

برنامه ریزی ناحیه ای و روستایی
1-نظریه های توسعه روستایی ، پاپلی یزدی
2-مقدمه ای بر برنامه ریزی توسعه روستایی در ایران ، محمد رضا رضوانی
3-اصول و روشهای برنامه ریزی منطقه ای ، کرامت الله زیاری
4- برنامه ریزی روستایی با تاکید بر ایران ،سید حسن مطیعی لنگرودی
5- اصول و روشهای برنامه ریزی ناحیه ای ،حسین آسایش
6- برنامه ریزی ناحیه ای ، کریم حسین زاده دلیر
7-جغرافیای روستایی ایران ،مسعود مهدوی
8- برنامه ریزی توسعه منطقه ای ،مظفر صرافی
9-مبانی جغرافیای روستایی ،عباس سعیدی
10- برنامه ریزی روستایی در ایران ، حسین آسایش
11--اصول و روشهای برنامه ریزی روستایی ، حسین آسایش

فلسفه ی جغرافیا
1-اندیشه های نو در فلسفه ی جغرافیا ، حسین شکویی
2- فلسفه ی جغرافیا ، حسین شکویی
3-قلمرو و فلسفه ی جغرافیا ،احمد پور احمد

جغرافیای طبیعی
1-ژئومورفولوژی ساختمانی ،فرج الله محمودی
2- ژئومورفولوژی دینامیک ،فرج الله محمودی
3- ژئومورفولوژی ایران ، جمشید جداری عیوضی
4- مبانی آب و هوا شناسی ، بهلول علیجانی
5- آب و هوای ایران ، بهلول علیجانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 10:11  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

 

توی این یکی دو ماه از خیلی از دوستان بی خبریم.این پست رو زدم تا هرکی بگه کجاست و چه میکنه.

اگه هم از کسی خبر دارید بگید تا به یاد هم باشیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:7  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

چند تا سوال!

۱.به نظرتون توی این چهار سال عمرمون رو تلف نکردیم؟اگه آره یا نه چرا.

۲.به نظرتون توی این چهار سال چه تغییر رفتار های داشتیم که خوب بوده و چه تغییر های بد.

۳.بزرگ ترین چیزی که توی این چهار سال یاد گرفتید چی بوده؟

۴.بهترین استادمون کی بوده؟

نظر همه محترم هست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 0:40  توسط سید محمد رضا اصنافی  | 

بنام اوکه آفرید

 

یادم نمی رود روزی که آمده بودم چطور در فکر روز آخر رفتن بودم و تمام این چهار سال منتظر این لحظه های سخت بودم.با تمام وجود این روز های آخر را چهار سال حس کردم و دوست داشتم که هیچ گاه نیاید ولی دریغ که به سرعت شتابان عقربه ها به سوی پرتگاه جدایی نزدیک تر می شدم.

سالها بود که خودم را برای این لحظه های دل کندن از مشهد و دانشگاه و دوستان بهتراز برگ درخت  آماده می کردم ولی باز هم در دلم گرد سنگینی از دلتنگی موج می زند.انگار قلبم می خواهد از جا کنده شود.آخر به همه چیز عادت کرده بود.

آخر دل من هم به وجب وجب دانشگاه عادت کرده بود.به پله های جلو دانشکده به بید های رقصان دانشکده به حوض پر آبی که امسال جایش خالی بود.به همه چیز .از رضا کفاش بهلول صفت دانشکده تا آقای رمضانی تریا.دل من هنوز هم چایی و سه تا قند تریا رو به قهوه ترک خونه ترجیح میده.به همه چیز عادت کرده بودیم.از اخلاق تند دکتر رهنما گرفته تا تواضع کم نظیر آقای عسل فروش.

یادش بخیر ترم اول دکتر مافی و یادش بخیر حرف های روز اول دکتر حسین زاده که هنوز در گوش من زنگ می زنه.یاد کلاس های پر محتوا و خشک دکتر شایان .یادش بخیر فلسفه جغرافیا که آقای کاتبی اولش را با آموزش شروع می کرد و آخرش را با یاد بزرگان جغرافیا.دکتر حبیبی اولین کسی بود که به بودنش در گروه دلخوش کردم.یاد دکتر صادقی بخیر که از تمام اعضا و جوارح و احساساتش استفاده می کرد تا مطلب رو بفهمونه.

یاد اون کنفرانس ادبیات من که اولین بحث رو توی کلاس راه انداخت و خیلی خاطره ی خوبی دارم از نظرات مخالف؛ که خانم عبادی نیا سر دسته ی مخالفین بودند و این تضاد آرا من رو به زنده بودن دانشگاه امیدوار کرد.

یاد دوستان هست که چقدر از کلاس دکتر خاکپور جیم میزدند؟

یاد اردوی شمال با دکتر زمردیان شاید تا سالها در ذهن جا خوش کنه.یاد دریاچه ولشت و پدیده ی ....ینگ!!!

یاد اردوی خراسان شمالی دکتر قاسمی که بماند ولی هرگز نخواهم گذاشت یاد این روزهای قشنگ این اردوی آخر فراموش بشه.یاد تمام لحظه هایش یاد اون بیانیه ای که محمد نجفی نوشت تا بچه ها رو بخندونه ولی .... .یاد رامسر که بعضی ها داشتند یه کتک حسابی می خوردند که ....

یاد اون لحظه جدایی بچه ها توی تبریز که اشک های خانم ها نمادی بود از غمی که در دل همه بود.یاد کمال که لبخند و عصبانیتش با قلیون رابطه ی مستقیم با معنا داری 99 در صد داشت.یاد اون شعر های قشنگی که بچه ها می خوندند و من هم یواشکی ضبط کردم.

یادتون هست؟ چادر سفید گل دار .......

یادتون هست که جداشدن مهدی شوریابی با تمام اون متلک ها که کلاس رو روی هوا می فرستاد چقدر سنگین بود.

یاد همه بچه ها بخیر صالح عزیز و احمد جهانی که موج سادگی در ساحل چشم هاشون هیچ وقت آروم نمی شه.

خانم های کلاس جدا شدن طنز پرداز قهارشون توی تبریز یادشون هست؟

یاد آقای عیوضلو که برا من خیلی چیزهای یادگرفتنی داشت.یاد عادل عزیز و همسر آینده اش.

یاد محمد نجفی عزیز با حرف زدن هاش که شبها توی خوابگاه ما رو گاهی تا مرز ترکیدن از خنده می برد.

یاد محسن رضوی که هر کدوم از آقایون زحمتی داشت می آفتاد گردن اون.

یاد آقای شهریاری که رفیق نمیه راه بود و یاد آقای نادری.

و یاد برادر زحمت کش و سر به زیرم رضا خان صمدی.

یاد دوستان عزیز آقای عطار , حیاتی و فخری  که جایشون توی این سفر خیلی خیلی خیلی خالی بود هم توی دل همه خواهد بود.

و یاد همه خواهر های خوبم که اگه اسم نمی برم  تقصیر حافظه ی ضعیف من هست و بس.

ولی همشون برای همه مثل خواهر بودند.از خانم امانی گرفته تا خانم نجفی و حکمتی نیا.از خانم رضایی گرفته تا خانم حسینی.از خانم روشن رودی که تا قبل از این اردو فکر میکردیم خیلی خشن و عصبانی هست گرفته تا خانم مهدی پور که خیلی از خوش گدشتن های این اردوی آخر مرهون ایشون هست.

همه ما با همه اختلاف دیدگاهها و نظرات چهار سال رو گرچه دور ولی با هم زندگی کردیم.

یاد کسانی که تا آخر نموندند هر کی به یه دلیل. از خانم میر خالقی و خانم محمودی و دیگران هم یاد بکنیم که  براشون از صمیم قلب آرزوی موفقیت میکنیم.

راستی داشت یادم می رفت از نمره اول کلاسمون خانم ابراهیمی هم یادی بکنیم ایشاا... ارشد هم موفق باشند.

و یاد بنده ی حقیر سراپا تقصیر که جز پر حرفی فایده ی دیگه ای نداشتم.

امان از این فک و دست گرم من که اگه ولش کنی تا صبح می خواهد حرف بزنه.خلاصه کنم همه حرف هام رو .

دوستان عزیز یا بهتر هست بگم دادش ها و خواهر های گرامی یاد این چهار سال با همه خوبی ها و بدی ها  با همه خنده ها و اشک ها با همه نمره های خوب و بد ها با تمام دنبال استاد دویدن ها برا نیم نمره توی ذهن همه خواهد موند.برا من که اینطوری هست برا بقیه رو نمی دونم.برا من جدا شدن از شما و دانشگاه خیلی فرقی با جدا شدن از پدر و مادرم موقع ازدواج  نمی کنه.

یاد همه ی دوستان توی ذهن همه هست از آقای فرجی محترم گرفته تا آقای برکاتی بزرگوار.یاد همه آدم های دور وبرمون توی دل همه نقش بسته از آقای درخشان گرفته تا دکتر شکوهی.

خلاصه که این همه رو نوشتم که بگم یاد تمام خاطرات شما در ذهن من یکی که هست.با اینکه این فضای مجازی برای ارتباط هست و با اینکه انتظار سال 90 هست و با اینکه همه در قلب من هستید ولی تمام شد.

ولی بهترین سالهای جوانی تمام شد.

ولی خاطرات کلاس ها تمام شد.

یاد اردو های یواشکی سال اول تمام شد.

چایی های توی شیشه مربای خوابگاه تمام شد.

تمام عشق ها و لبخند ها هم تمام شد.

هر کس باید برود پی زندگی خودش و جدایی و دل کندن رسم این زمانه است تا یادمان باشد ماندن فقط کار اوست و نه بندگانش.

در آخر فقط بگویم حیف که تمام شد و صد حیف که تمام شد هوای حرم!!

یا علی

سید محمد رضا اصنافی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 21:51  توسط سید محمد رضا اصنافی  |