پاتوق بچه های ورودی 84 برنامه ریزی شهری
اونهای که واسه دوران دانشجویی(فردوسي مشهد)دلشون تنگ میشه 

مجموعه ای از اطلاعات عمومی، ترفند ها و پیشنهادهایی که شاید گره ای، هرچند کوچک در زندگی روزمره‌مان باز کنه. ترفند ها و پیشنهاد هایی که بسیار ساده اند و در عین حال کاربردی و مفید. اگر هم برایتان کاربردی نباشه، مطمئنا از دانستن آن ها ضرر نخواهید کرد. 


 

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 ] [ 0:7 ] [ سيد عادل شيريني ]

 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز. اونایی که دانشجو بودن، اونایی که دانشجو هستن و اونایی که قراره دوباره دانشجو بشن. این روز بسیــــــــــــــــــار فرخنده ! رو خدمت تک تکتون تبریک میگم.  

تصویر بالا آشناست نه ؟!! آره خودشه ، ابوالقاسم خودمونه !  چ چ چ ، ولش کن بغض گلو گرفت ، دیگه توضیح اضافه نمیدم. تصویر گویاست . 

میخوام امروز در مورد 3 تا موضوع روز چند خطی با هم هم کلام بشیم . پس بدون مقدمه بریم سرغ موضوع اول


 روز دانشجو : 

مامان بزرگم چند روز پیش منو دیده نزدیک بود گریه کنه ! ( عین واقعیت رو دارم عرض میکنم ! مامان بزرگ خودم ) با بغض برگشته بهم میگه : تو چند ساله داری درس میخونی پسره ی بوووووووووووق ؟!!!  منم با اعتماد به نفس یه دو دو تا چهارتا کردم گفتم : تقریبا 18 سالی میشه !  خب ، همینجا یه چند دقیقه باهم سکوت کنیم ..........................! 

مامان بزرگ بنده با 80 و اندی سن به عمق فاجعه پی برده!  تازه حالا برگشتم بهش میگم : مامان بزرگ تازه دکترام مونده هنوز ! یعنی نزدیک بود از خونه پرتم کنه بیرون ! 

@@@@@@@@

به نظر شما مشکل کار کجاست ؟!   قبول داریم که مشکل ریشه ای تر از این حرفاست که بشه تو چند جمله خلاصه ش کرد، میشه در موردش کتابها نوشت. 

- پذیرش های بی ضابطه و فله ای دانشجو در سال های اخیر 

- حذف کنکور در مقاطع پایین تر و راهیابی پیروزمندانه  IQ های زیر خط فقر به دانشگاه! 

- عدم توجه به واحد های عملی و نیازهای بازار کار در دانشگاه ها 

- افزایش ظرفیت های عجیب و محیر العقول تحصیلات تکمیلی( و دکترا در چند سال اخیر) 

- نبودن تضمین شغلی با مدرک های لیسانس و ارشد و هجوم ملت به سمت مقطع دکترا

- تنزل ارش مدرک دانشگاهی در حد گواهینامه رانندگی به دلیل .... حالا بماند !

-  افزایش قارچ گونه ی واحد های دانشگاهی نهادها و موسسات آموزشی مختلف 

- ....  

همه ی اینا (و خیلی موارد دیگه) حرف دل خیلی از دانشجوهاییه که تو دانشگاههای دولتی تحصیل کردن و الان وضع نامناسب آموزش عالی و البته بازار کار حسابی دلگیرشون کرده. 

مشکلات و موانع رو همه ما میدونیم و با تمام وجود حس کردیم . حالا شما به عنوان یک دانشجو یا یک فارغ التحصیل ، چاره ی کار رو در چی می بینین ؟!!؟  

تو این اوضاع نابسامان اقتصادی و فرهنگی ، یه جوون چطور باید خودش رو بالا بکشه ، که بتونه به یه آینده مطمئن امیدوار باشه ؟ 


 سننگگ و دوستان : 


 

بله ، نوبتی هم که باشه نوبت گرون شدن نونه ! اینجاس که میگه واسه نونه ، واسه نونه ! 

واقعاً هم واسه نونه .. این همه دوندگی و بدو بدو ! میخوای گرون نشه ! چیزی که باعث به تکاپو افتادن ملت و محرک اصلی به حرکت درآورن چرخ های اقتصاده ، خب بایدم تو اوج باشه! 

بله ... روزهای اوج نان هم فرا رسید ! 

و اما چیزی که این وسط اصلا و به هیچ وجه جای تعجب نداره ، اینه که ملت کماکان و بدون هیچ گونه دلواپسی ای دارن خوش خرم به خرید روزانه نان ادامه میدن، هیچ اتفاقی هم نیافتاده، به هیچ کس هم هیچ فشاری وارد نشده ! امن و امان . خدا به دور ، مگه آدم عاقل هم واسه این چیزای گوچیک اعتراض میکنه!!!

جای بسی مباهات که صف های نان شلوغ تر از قبل و .... دیگر هیچ ! 

واقعاً به نظر شما از ماست که بر ماست ؟!!  یا از اوناست که بر ماست ؟!!! 


 

اوضاع کار و بار : 

 

 

این مقوله که ارتباط مستقیمی با مورد بالا داره ، و اصولا چون کار نباشه نونی هم نیست! لذا از دوستان عزیز خواهشمندیم از اوضاع و احوال کار و بار شهر خودشون(چه دولتی چه خصوصی ) یه خبری به بقیه هم بدن ! تا بقیه هم احساس امیدواری کنن و فک نکنن تنها هستن! بیاید با هم احساس همدردی کنیم تا همه باهم از بهاری سبز و شیرین لذت ببریم!   

 گذشته از شوخی ، کیا الآن تو این اوضاع اسفناک بازار کار موفق شدن یه جایی یه گوشه ای خودشون رو جا کنن ؟!!   داریم اصن ؟؟؟  داریم ؟؟؟  

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

منتظر شنیدن نظرات شما دوستان عزیز هستیم .

 

 

[ یکشنبه شانزدهم آذر 1393 ] [ 10:11 ] [ سيد عادل شيريني ]

با سلام خدمت همه دوستان. متأسفانه باخبر شدیم که همسر برادر رضا صمدی عزیز ، دوست و همکلاسی خوبمون، طی یک حادثه ناگوار رانندگی به دیار باقی شتافتند. متن زیر خود آقارضا تو قسمت نظرات نوشته بودن که وظیفه دونستیم طی یک پیام تسلیت تو صفحه اول وبلاگ (که متعلق به تک تک دوستان هست) درج کنیم.

ضمن عرض تسلیت خدمت رضا صمدی عزیز ، از همه عزیزان التماس دعا و طلب مغفرت برای مرحومه مغفوره رو مسئلت میکنیم. 


 

« با سلام خدمت دوستان و همکلاسی های عزیز
متاسفانه زن داداشم که در دانشگاه فردوسی همزمان با ما دانشجوی آنجا بودند، در یک حادثه رانندگی از دنیا رفتند. به دلیل همزمان بودن تحصیل ایشان با ما احیانا اگر ایشان بد رفتاری با هر یک از دوستان عزیز داشته، از شما عزیزان خواهشمندم به بزرگواری خودتان او را ببخشید چون دیگر دستشان از این دنیا کوتاه است. همچنین هر یک از شما عزیزان اگر طلب مادی و یا هر گونه طلب دیگری از ایشان دارید بنده در خدمت شما هستم و حاضرم بدهی ایشان را پرداخت نمایم.
از خداوند منان طلب مغفرت برای تمام درگذشتگان داریم.
به امید سلامتی تمام دوستان و همکلاسی های عزیز.  »

[ چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 ] [ 23:43 ] [ سيد عادل شيريني ]

قبولی ششم ابتدایی را که دستم دادند

نوشته بود: این تصدیق به شما اهداء میگردد تا ازمزایاى قانونی آن بهره مند گردید.

اما تو این دوره و زمونه یک نفر رو دیدم که مدرک دکترایش نوشته شده بود که:

بنا به درخواست نامبرده صادر گردیده و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد!!!!؟؟؟


 

 

  

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند

و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول

قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد

دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد

تا اینکه فکری به سرش زد…

به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

قیمت جهنم چقدره؟

کشیش تعجب کرد و …گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم.

کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه.

مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد

و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم .

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد.

به میدان شهر رفت و فریاد زد:

من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است

و هیچ کس را به آن راه نمی دهم.

دیگر لازم نیست بهشت را بخرید

چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم.

این شخص مارتین لوتر بود که با این حرکت، نه تنها

ضربه ای به کسب و کار کلیسا زد،

بلکه با پذیرش مشقات فراوان،

خود را برای اینکه مردم را از گمراهی رها سازد، آماده کرد.

در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است.

و تنها یک گناه و آن جهل است.


 

 

دو تا خانم تو محل کارشون داشتند با هم صحبت می کردند ...

اولی : دیشب، شب خیلی خوبی برای من بود. تو چه طور؟
دومی : مال من که فاجعه بود. شوهرم وقتی رسید خونه ظرف سه دقیقه شام خورد و بعد از دو دقیقه رفت تو رخت خواب و خوابش برد. به تو چه جوری گذشت ؟
اولی : خیلی شاعرانه و جالب بود. شوهرم وقتی رسید خونه گفت که تا من یه دوش می گیرم تو هم لباساتو عوض کن بریم بیرون شام. شام رو که خوردیم تا خونه پیاده برگشتیم و وقتی رسیدم منزل شوهرم خونه رو با روشن کردن شمع رویایی کرد.

*
گفت وگوی همسران این دو زن :

شوهر اولی : دیروزت چه طوری گذشت ؟
شوهر دومی : عالی بود. وقتی رسیدم خونه شام روی میز آشپزخونه آماده بود. شام رو خوردم و بعدش رفتم خوابیدم. داستان تو چه جوری بود ؟
شوهر اولی : رسیدم خونه شام نداشتیم، برق رو قطع کرده بودند چون صورت حسابشو پرداخت نکرده بودم بنابراین مجبور شدیم بریم بیرون شام بخوریم. شام هم بیش از اندازه گرون تموم شد و مجبور شدیم تا خونه پیاده برگردیم. وقتی رسیدم خونه یادم افتاد که برق نداریم و مجبور شدم چند تا شمع روشن کنم ...

نتیجه اخلاقی :

این که اصل داستان چیه، مهم نیست . شکل ارائه شما مهمه ...

[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ 0:48 ] [ سيد عادل شيريني ]

تیترهای پیشنهادی دیگر:  

 

- دهه شصتی ها (نسل سوخته) و فرزندان آینده ( نسل پدرسوخته) 

- واکاوی تمایزات دو نسل ناهمگون 

- مطالعه تطبیقی نداشنه و داشته های 60 و  1400+ 

- ما کجا و اینا کجا ؟! 

- از " ای دل تو خریداری نداری" تا "پیت بول و تهی و دیگران"  

- از نوار کاست و ویدئو قایمکی تا کنسرت بوووووووووق در برج میلاد 

- از 5 تومن پول تو جیبی هفتگی تا 500000 تومن خرج پاستیل 

- از "غول بی شاخ و دم کنکور" تا " کنکور گوگوری مگوری "

- و ...  

 


با سلام خدمت همه دوستان ، از این هفته قصد داریم به اتفاق یه بررسی رو انجام بدیم من باب کمی مزاح و البته اندکی بیشتر تأمل . و گذاری داشته باشیم بر گذر ایام و و شکاف نسلی به وجود آمده در عصر حاضر که باعث شده خیلی از صاحب نظران در موردش ابراز نگرانی کنن. گفتم ایراز نگرانی ..

دیدین تو اخبار این شخصیت های سیاسی همش دارن در مورد یه سری از موضوعات ابراز نگرانی یا تأکید می کنن ؟!!  میگم یعنی میشه روزی برسه که مام رو یه چیزی تأکید کنیم؟!!! یا مثلاً با یه مقام بلندپایه در مورد مسائل کلان شهری "رایزنی" کنیم! این آخریه خیلی کلاس داره جداً ! شنیده شده حاجی خودمون بعضاً از این رایزنی ها انجام میده تو حیطه کاری خودش!  حاجی دست راستت رو سرِ ما

 

با آرزوی موفقیت های روزافزون برای سید عزیز ، ایشاا... که شاهد رشد و ترقی هر چه بیشترش باشیم، بلکه دست چند تا از ماها رو هم یه جایی بند کرد ! 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       و اما بحث اصلیمون ... 

 

                                             فصل اول     ( لطفاً به ادامه مطلب مراجعه کنید)


ادامه مطلب
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 13:57 ] [ سيد عادل شيريني ]

با سلام مجدد خدمت همه دوستان  و عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن میلاد پر برکت امام رضا(ع) . امیدوارم که روزگار به کام همه تون شیرین باشه و روزهای خوب و موفقی رو در پیش داشته باشین. 

میخواییم از این به بعد تو این صفحه که اسمشو گذاشتیم "نوستالژیک" هر هفته چند تا عکس رو بهتون هدیه کنیم! عکسهایی که مطمئناً برای همه مون سرشار از خاطره (تلخ و شیرین)خواهد بود . البته سعیمون بر این خواهد بود که به هیچ وجه عکسی گذاشته نشه که باعث ناراحتی و دلخوری کسی بشه . صرفاً عکسهایی که یه جورایی همه مون باهاشون خاطراتی داریم . امیدوارم که این بخش مورد توجه دوستان عزیز قرار بگیره . ضمناً بی صبرانه منتظر شنیدن نظرات زیباتون در خصوص عکس ها هستیم . اگر هم در مورد عکس خاصی ، خاطره ای چیزی به ذهنتون رسید خوشحال میشیم بشنویم .  

 

«مایه خوشحالی و افتخاره که هنوز هم جمع خوب و صمیمی مون به یاد هم هستن»

عکس ها در ادامه مطلب( آخرین بروز رسانی 7 /8 /93) 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 22:3 ] [ سيد عادل شيريني ]

آخرين وضعيت تحصيلي، شغلي، محل سكونت فعلي و ... دوستان

(بچه های گل جغرافیا و برنامه ریزی شهری ۸۴ دانشگاه فردوسی مشهد)

« آخرین بروزرسانی=» 1393/7/25 »

  1. سيد عادل شيريني/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری (پيام نور مركز رشت)/شغل: آزاد / محل سكونت اردبيل 
  2. محبوبه صديقي / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری (پيام نور تهران مركز )/شغل: كارشناس مطالعات شركت مهندسي مشاور/ محل سكونت: اردبيل
  3. صالحه صلاحی/ کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری/ شغل : در جستجوی کار / محل سکونت: بندرعباس
  4. سيد محمدمحسن رضوي/دانشجوی سال سوم دکترا(دانشگاه شهید بهشتی) / شغل:     دانشجو     / محل سکونت : تهران
  5. سيد محمدرضا اصنافي/ كارشناسي ارشد ارتباطات فرهنگي / شغل: مدير رسانه هاي آنلاين وزارت فرهنگ و ارشاد / محل سكونت : تهران
  6. سکینه نیکزاد / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری (دانشگاه یزد) / شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : رشتخوار
  7. معصومه امینی / کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری/ شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : بجنورد
  8. الهام ابراهیمی/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد)/شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : کاشمر
  9. محمود عيوضلو / دانشجوي سال آخر دكترا (دانشگاه اصفهان) / شغل : مدرس دانشگاه اصفهان / محل سكونت : اصفهان 
  10. فرشته رضایی / دانشجوی دوری دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری (دانشگاه شهید بهشتی تهران) / شغل: ؟ / محل سکونت : نورآباد فارس
  11. فاطمه سادات حسینی / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد)/ شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : بردسیر  
  12. انسیه جعفری / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد) / شغل : در جستجوی کار / محل سکونت: مشهد 

  13. رضا صمدي /دانشجوی سال سوم دکترا (دانشگاه فردوسی مشهد)/ شغل: کارمند اداره اراضی آستان قدس / محل سکونت: فجر ۱ ! (مشهد)

  14. صالح اسدي / دانشجوی سال سوم دکترا (دانشگاه تربیت مدرس تهران) / شغل: شرکت مهندسی مشاور / محل سکونت : تهران
  15. كمال زروندي /کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری/ شغل: كارمند آستان قدس / محل سکونت: مشهد
  16. علي بركاتي/ كارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي شهري(دانشگاه شهيد بهشتي تهران) / 
  17. محمدامين عطار/ دانشجوي سال سوم دكترا (دانشگاه محقق اردبيلي) / شغل: مدرس دانشگاه محقق / محل سكونت: اردبيل
  18. احمد جهاني/ كارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي شهري(دانشگاه زاهدان) / شغل: کارمند شهرداری تهران / محل سکونت : تهران 
  19. مهدي شوريابي/ كارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي شهري(فردوسي مشهد)/ شغل : کارمند شهرداری نیشابور  / محل سكونت : نیشابور
  20. سلمان حياتي/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد) / شغل: فعلاً سرباز اسلام هستن ایشون ! 
  21. سمیه روشن / دانشجوی سال سوم دکترا (دانشگاه محقق اردبیلی) / شغل : مدرس دانشگاه محقق / محل سکونت : اردبیل
  22. عليرضا شهرياري/ کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری(دانشگاه اصفهان)/ شغل : کارمند سپاه / محل سکونت : اصفهان 
  23. كاوه نادري/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(دانشگاه شهید چمران اهواز)  / شغل : ـــــــــــ  / محل سکونت : کرمانشاه
  24. سهیلا نوری / کارشناسی ارشد جغرافیا گرایش توریسم(دانشگاه زنجان) / شغل : خانه دار /  محل سکونت: بندرعباس

  25. بهمن غفاری / کارشناسی ارشد جغرافیا گرایش توریسم(دانشگاه زاهدان) /شغل :  .....   / محل سکونت : بندرعباس




موضوعات مرتبط: آخــريــن آمـــار از دوسـتـــان 84
ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 12:45 ] [ سيد عادل شيريني ]

 

با کمال تأسف و تأثر باخبر شدیم که چند روز پیش(پنجشنبه گذشته) مادر گرامی و عزیز همکلاسی خوب و محترممون خانم "فرشته رضایی" به رحمت ایزدی پیوسته اند.  با قلبی سرشار از اندوه این اتفاق ناگهانی و ناگوار رو خدمت خانم رضایی ، خانواده محترم و همسرشون آقای عیوضلو تسلیت عرض میکنیم.  

دوستان عزیز ، هر کسی که این پیام رو میخونه  نثار روح این مادر عزیز یه فاتحه قرائت بفرمایید.

 

 


 

البته جا داره که خدمت خانم رضایی قبولیشون تو آزمون دکتری امسال (دانشگاه شهید بهشتی تهران) رو هم تبریک بگیم . چیزی که استحقاقشو داشتن و با صبر و تلاش و پشتکار بهش رسیدن . 

ایشالله که به اتفاق همسرم محترمشون آقا محمود گل، زندگی سرشار از موفقیتی رو در پیش داشته باشند. 

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 20:10 ] [ سيد عادل شيريني ]

 

براساس نتایج یک تحقیق در آمریکا، نیوزیلند و لوکزامبورگ اسلامی ترین کشورهای جهان معرفی شدند. ضمن اینکه هیچ یک از کشورهای مسلمان در بین 37 کشور اول “اسلامی” جهان نیستند!!


به گزارش پایک نیوز، تحقیق حسین عسکری و شاهرزاد رحمان در دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا، که در شماره 10 ژورنال معروف اقتصاد جهانی (Global Economy Journal) به چاپ رسیده، به نتایج عجیبی دست یافته که براساس آن بسیاری از کشورهای اسلامی (کشورهایی که واقعا اسلامی هستند)، غیرمسلمان هستند.
همواره در بین محققان و اندیشمندان مختلف این سئوال مطرح بوده که معیار “اسلامی بودن” یک کشور چیست؟ ایا معیار نوع لباس پوشیدن مسلمانان است یا تعداد دفعاتی است که آنها نماز به جای می آورند؟ یا آیا معیار “اسلامی بودن” آموزش پی درپی مطالب دینی و اسلامی است و یا پیروی از اصول دین اسلام؟ آیا مهم شکل و فرم اسلام است و یا محتوای آن، چیزی که در عدالت، برابری، صداقت و … نمود پیدا می کند.
سئوال اصلی تحقیق مذکور این بوده که آیا سیاست ها در کشورهای مسلمان (کشورهای با اکثریت مسلمان) برپایه اصول اسلام پایه گذاری شده اند، یا خیر؟ برای پاسخگویی به این سئوال محققان “فرصت های اقتصادی”، “آزادی اقتصادی”، “میزان فساد”، “سیستم مالی” و “حقوق بشر” را به عنوان معیارهایی برای سنجش “اسلامی بودن” انتخاب و برای سنجش آنها مطالعه تطبیقی و مقایسه ای در بین 208 کشور جهان انجام داده اند.
براساس نتایج ای تحقیق، بسیاری از کشورهای مسلمان خودشان براساس معیارهای اسلامی در زمینه های اقتصاد، حقوق بشر، میزان فساد، سیستم مالی و … عمل نمی کنند. که این امر هم در ارتباط با دولت های و هم رفتار روزمره شهروندان آنها صادق بوده است.
این تحقیق همچنین بیان می دارد که حتی در سطح اجتماعی، بسیاری از کشورهای غیر مسلمان بیشتر از خود مسلمانان براساس ارزش های اسلامی عمل کرده و به آنها پایند هستند.
از دیگر نتایج جالب این تحقیق این است که “اسلامی ترین” کشورهای جهان به ترتیب نیوزیلند و لوگزامبورک هستند. ضمن آنکه هیچ یک از کشورهای مسلمان در بین 37 کشور “اسلامی” جهان قرار ندارند!؟
پایک نیوز می افزاید: عمادالدین عبدالرحیم، که خود یک متفکر اسلامی اندونزیایی است و بیش از شکل و فرم اسلام، به محتوای اسلام همچون عدالت، برابری و ازادی تاکید دارد، نیز مدعی است که شهر آمس (Ames)، در ایالت آووا (Iowa) آمریکا یک نمونه کامل از “دولت اسلامی” است. هرچند که اسلام هیچ نقشی در زندگی روزانه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این شهر ندارد و مردم آن نیز آشنایی با اصول اسلامی در زمینه آداب غذا خوردن و نحوه پوشش اسلامی ندارند.

 منبع: http://www.umic.ir

لینک دریافت اصل مقاله: http://www.umic.ir/pdfs/0_NS4053_1106.pdf

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 9:55 ] [ سيد عادل شيريني ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چهار سال پیش یه عده جوون از چهار گوشه ایران توی مشهد و دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی جمع شدن تا توی گروه جغرافیا برنامه ریزی شهری بخونن.چهار سال با هم توی خونه ی جدیدشون یعنی دانشگاه زندگی کردند.با هم خندیدند و با هم غمگین شدند.با هم سفر رفتند و بی هم دلتنگ شدند.با همه اختلافات و تفاوت ها با همه دلخوری ها و دلجویی ها واسه هم مثل خواهر و برادر بودند و هستند و ایشا ا... که باشند.

تابستون 88 رسید و زمان دل کندن و جدایی... و از اون تاریخ به بعد این وبلاگ جایی شد تا به یاد هم باشند و از حال هم با خبر بشند.

این دوستان یه قرار با هم گذاشته بودند و همشون منتظر رسیدن 15شهریور 1390بودند که بعد از دو سال دوری دوباره همدیگه رو ببیند. ولی متاسفانه بنا به هر دلیلی این قرار اون طور که قرار بود نشد و به غیر از چند نفر بقیه یادشون رفت یا یادشون بود و نتونستن.
به هر حال این دوستان الآن هر کدوم یه برهه ای از زندگیشون رو دارن میگذرونن. شاید پر بیراه نباشه که بگیم الان تو چهار گوشه ایران عزیز میشه این عزیزان رو پیدا کرد... شمال و جنوب و شرق و غرب .
به هر حال امیدواریم خیلی زود فرصتی دست بده تا دوباره این جمع صمیمی و البته موفق کنار هم جمع بشن و یاد و خاطره 4 سال از بهترین دوران زندگیشون تداعی و دوباره زنده بشه.