بی ربط نوشت:
موجودات سه دسته اند:

1-دارای شُش
2- دارای آب شش
3- دارای خاک شش

همین ... عرض دیگه ای نیست! 



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن 1393 | 2:46 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

ژاپنی ها همان کلاس اول دبستان، اتمام حجت می کنند با بچه هایشان، می ترسانند، درس اول هم جغرافیا است؛ نقشه ژاپن را میگذارند جلوی بچه ها و می گویند: ببینید این ژاپن کوچولوی ماست، ببینید! ژاپن ما نفت ندارد، گاز ندارد، معدن ندارد، زمینش محدود است و جمعیتش زیاد و... لیست «نداشته ها» را به بچه ها گوشزد میکنند، خیلی خودمانی بچه هایشان را می ترسانند...

در ژاپن نظام آموزشی فهرست مشاغل مورد نیاز جامعه را از همان اول کار، به «بچه ها» گوشزد میکند، حتی حجم موضوعات درسی کتابهای درسی در ژاپن، یک سوم اروپا است، چون ژاپنیها معتقدند «عمق» بهتر از «وسعت» است!

حالا این را مقایسه کنید با کتابهای درسی و حتی رسانه های ما-از هر جناح و طیف، مخالف و موافق- که از همان اول مدام در گوش بچه ها می خوانند: «ای ایران،ای مرز پرگهر،سنگ کوهت در و گوهر است» و... در دبستان هم، اولین درس ما تاریخ است، نه برای عبرت، بلکه شرح «افتخارات گذشته»، اگر گربه جغرافیایی را هم بگذارند جلوی بچه ها، باغرور میگویند:« بچه ها ببینید! ایران همه چیز دارد! ایران نفت دارد، گاز دارد، جنگل دارد، دریا دارد و...»

نتیجه اش میشود احساس «داشتن» و «غنای کامل» وایجاد تلفیقی از تنبلی اجتماعی و حتی طلبکاری که به اشتباه به آن میگوییم غرور ملی. با این وصف، کودکان و جوانان و مدیران و نسل جدید ما باید برای چه «چیزی» تلاش کنند؟این میشود که بچه های ما فکر و ذکرشان، میشود دکترشدن، مهندس شدن و خلبان شدن، یعنی شغلهای رویایی و به شدت مادی – که نفع و رفاه «شخص» در آن حرف اول و آخر را میزند نه نیاز کشور!!!

حالا متوجه میشوید که چرا  بیشتر عمر دانشجویی در ایران در خوابگاه سپری میشود نه در کتابخانه دانشکده؟همگی سال اول دبستان رو به یاد بیاورید...



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393 | 1:44 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

مجموعه ای از اطلاعات عمومی، ترفند ها و پیشنهادهایی که شاید گره ای، هرچند کوچک در زندگی روزمره‌مان باز کنه. ترفند ها و پیشنهاد هایی که بسیار ساده اند و در عین حال کاربردی و مفید. اگر هم برایتان کاربردی نباشه، مطمئنا از دانستن آن ها ضرر نخواهید کرد. 


 

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 | 0:7 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز. اونایی که دانشجو بودن، اونایی که دانشجو هستن و اونایی که قراره دوباره دانشجو بشن. این روز بسیــــــــــــــــــار فرخنده ! رو خدمت تک تکتون تبریک میگم.  

تصویر بالا آشناست نه ؟!! آره خودشه ، ابوالقاسم خودمونه !  چ چ چ ، ولش کن بغض گلو گرفت ، دیگه توضیح اضافه نمیدم. تصویر گویاست . 

میخوام امروز در مورد 3 تا موضوع روز چند خطی با هم هم کلام بشیم . پس بدون مقدمه بریم سرغ موضوع اول


 روز دانشجو : 

مامان بزرگم چند روز پیش منو دیده نزدیک بود گریه کنه ! ( عین واقعیت رو دارم عرض میکنم ! مامان بزرگ خودم ) با بغض برگشته بهم میگه : تو چند ساله داری درس میخونی پسره ی بوووووووووووق ؟!!!  منم با اعتماد به نفس یه دو دو تا چهارتا کردم گفتم : تقریبا 18 سالی میشه !  خب ، همینجا یه چند دقیقه باهم سکوت کنیم ..........................! 

مامان بزرگ بنده با 80 و اندی سن به عمق فاجعه پی برده!  تازه حالا برگشتم بهش میگم : مامان بزرگ تازه دکترام مونده هنوز ! یعنی نزدیک بود از خونه پرتم کنه بیرون ! 

@@@@@@@@

به نظر شما مشکل کار کجاست ؟!   قبول داریم که مشکل ریشه ای تر از این حرفاست که بشه تو چند جمله خلاصه ش کرد، میشه در موردش کتابها نوشت. 

- پذیرش های بی ضابطه و فله ای دانشجو در سال های اخیر 

- حذف کنکور در مقاطع پایین تر و راهیابی پیروزمندانه  IQ های زیر خط فقر به دانشگاه! 

- عدم توجه به واحد های عملی و نیازهای بازار کار در دانشگاه ها 

- افزایش ظرفیت های عجیب و محیر العقول تحصیلات تکمیلی( و دکترا در چند سال اخیر) 

- نبودن تضمین شغلی با مدرک های لیسانس و ارشد و هجوم ملت به سمت مقطع دکترا

- تنزل ارش مدرک دانشگاهی در حد گواهینامه رانندگی به دلیل .... حالا بماند !

-  افزایش قارچ گونه ی واحد های دانشگاهی نهادها و موسسات آموزشی مختلف 

- ....  

همه ی اینا (و خیلی موارد دیگه) حرف دل خیلی از دانشجوهاییه که تو دانشگاههای دولتی تحصیل کردن و الان وضع نامناسب آموزش عالی و البته بازار کار حسابی دلگیرشون کرده. 

مشکلات و موانع رو همه ما میدونیم و با تمام وجود حس کردیم . حالا شما به عنوان یک دانشجو یا یک فارغ التحصیل ، چاره ی کار رو در چی می بینین ؟!!؟  

تو این اوضاع نابسامان اقتصادی و فرهنگی ، یه جوون چطور باید خودش رو بالا بکشه ، که بتونه به یه آینده مطمئن امیدوار باشه ؟ 


 سننگگ و دوستان : 


 

بله ، نوبتی هم که باشه نوبت گرون شدن نونه ! اینجاس که میگه واسه نونه ، واسه نونه ! 

واقعاً هم واسه نونه .. این همه دوندگی و بدو بدو ! میخوای گرون نشه ! چیزی که باعث به تکاپو افتادن ملت و محرک اصلی به حرکت درآورن چرخ های اقتصاده ، خب بایدم تو اوج باشه! 

بله ... روزهای اوج نان هم فرا رسید ! 

و اما چیزی که این وسط اصلا و به هیچ وجه جای تعجب نداره ، اینه که ملت کماکان و بدون هیچ گونه دلواپسی ای دارن خوش خرم به خرید روزانه نان ادامه میدن، هیچ اتفاقی هم نیافتاده، به هیچ کس هم هیچ فشاری وارد نشده ! امن و امان . خدا به دور ، مگه آدم عاقل هم واسه این چیزای گوچیک اعتراض میکنه!!!

جای بسی مباهات که صف های نان شلوغ تر از قبل و .... دیگر هیچ ! 

واقعاً به نظر شما از ماست که بر ماست ؟!!  یا از اوناست که بر ماست ؟!!! 


 

اوضاع کار و بار : 

 

 

این مقوله که ارتباط مستقیمی با مورد بالا داره ، و اصولا چون کار نباشه نونی هم نیست! لذا از دوستان عزیز خواهشمندیم از اوضاع و احوال کار و بار شهر خودشون(چه دولتی چه خصوصی ) یه خبری به بقیه هم بدن ! تا بقیه هم احساس امیدواری کنن و فک نکنن تنها هستن! بیاید با هم احساس همدردی کنیم تا همه باهم از بهاری سبز و شیرین لذت ببریم!   

 گذشته از شوخی ، کیا الآن تو این اوضاع اسفناک بازار کار موفق شدن یه جایی یه گوشه ای خودشون رو جا کنن ؟!!   داریم اصن ؟؟؟  داریم ؟؟؟  

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

منتظر شنیدن نظرات شما دوستان عزیز هستیم .

 

 



تاريخ : یکشنبه شانزدهم آذر 1393 | 10:11 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

با سلام خدمت همه دوستان. متأسفانه باخبر شدیم که همسر برادر رضا صمدی عزیز ، دوست و همکلاسی خوبمون، طی یک حادثه ناگوار رانندگی به دیار باقی شتافتند. متن زیر خود آقارضا تو قسمت نظرات نوشته بودن که وظیفه دونستیم طی یک پیام تسلیت تو صفحه اول وبلاگ (که متعلق به تک تک دوستان هست) درج کنیم.

ضمن عرض تسلیت خدمت رضا صمدی عزیز ، از همه عزیزان التماس دعا و طلب مغفرت برای مرحومه مغفوره رو مسئلت میکنیم. 


 

« با سلام خدمت دوستان و همکلاسی های عزیز
متاسفانه زن داداشم که در دانشگاه فردوسی همزمان با ما دانشجوی آنجا بودند، در یک حادثه رانندگی از دنیا رفتند. به دلیل همزمان بودن تحصیل ایشان با ما احیانا اگر ایشان بد رفتاری با هر یک از دوستان عزیز داشته، از شما عزیزان خواهشمندم به بزرگواری خودتان او را ببخشید چون دیگر دستشان از این دنیا کوتاه است. همچنین هر یک از شما عزیزان اگر طلب مادی و یا هر گونه طلب دیگری از ایشان دارید بنده در خدمت شما هستم و حاضرم بدهی ایشان را پرداخت نمایم.
از خداوند منان طلب مغفرت برای تمام درگذشتگان داریم.
به امید سلامتی تمام دوستان و همکلاسی های عزیز.  »



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 | 23:43 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

قبولی ششم ابتدایی را که دستم دادند

نوشته بود: این تصدیق به شما اهداء میگردد تا ازمزایاى قانونی آن بهره مند گردید.

اما تو این دوره و زمونه یک نفر رو دیدم که مدرک دکترایش نوشته شده بود که:

بنا به درخواست نامبرده صادر گردیده و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد!!!!؟؟؟


 

 

  

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند

و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول

قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد

دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد

تا اینکه فکری به سرش زد…

به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

قیمت جهنم چقدره؟

کشیش تعجب کرد و …گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم.

کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه.

مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد

و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم .

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد.

به میدان شهر رفت و فریاد زد:

من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است

و هیچ کس را به آن راه نمی دهم.

دیگر لازم نیست بهشت را بخرید

چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم.

این شخص مارتین لوتر بود که با این حرکت، نه تنها

ضربه ای به کسب و کار کلیسا زد،

بلکه با پذیرش مشقات فراوان،

خود را برای اینکه مردم را از گمراهی رها سازد، آماده کرد.

در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است.

و تنها یک گناه و آن جهل است.


 

 

دو تا خانم تو محل کارشون داشتند با هم صحبت می کردند ...

اولی : دیشب، شب خیلی خوبی برای من بود. تو چه طور؟
دومی : مال من که فاجعه بود. شوهرم وقتی رسید خونه ظرف سه دقیقه شام خورد و بعد از دو دقیقه رفت تو رخت خواب و خوابش برد. به تو چه جوری گذشت ؟
اولی : خیلی شاعرانه و جالب بود. شوهرم وقتی رسید خونه گفت که تا من یه دوش می گیرم تو هم لباساتو عوض کن بریم بیرون شام. شام رو که خوردیم تا خونه پیاده برگشتیم و وقتی رسیدم منزل شوهرم خونه رو با روشن کردن شمع رویایی کرد.

*
گفت وگوی همسران این دو زن :

شوهر اولی : دیروزت چه طوری گذشت ؟
شوهر دومی : عالی بود. وقتی رسیدم خونه شام روی میز آشپزخونه آماده بود. شام رو خوردم و بعدش رفتم خوابیدم. داستان تو چه جوری بود ؟
شوهر اولی : رسیدم خونه شام نداشتیم، برق رو قطع کرده بودند چون صورت حسابشو پرداخت نکرده بودم بنابراین مجبور شدیم بریم بیرون شام بخوریم. شام هم بیش از اندازه گرون تموم شد و مجبور شدیم تا خونه پیاده برگردیم. وقتی رسیدم خونه یادم افتاد که برق نداریم و مجبور شدم چند تا شمع روشن کنم ...

نتیجه اخلاقی :

این که اصل داستان چیه، مهم نیست . شکل ارائه شما مهمه ...



تاريخ : یکشنبه نهم آذر 1393 | 0:48 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

تیترهای پیشنهادی دیگر:  

 

- دهه شصتی ها (نسل سوخته) و فرزندان آینده ( نسل پدرسوخته) 

- واکاوی تمایزات دو نسل ناهمگون 

- مطالعه تطبیقی نداشنه و داشته های 60 و  1400+ 

- ما کجا و اینا کجا ؟! 

- از " ای دل تو خریداری نداری" تا "پیت بول و تهی و دیگران"  

- از نوار کاست و ویدئو قایمکی تا کنسرت بوووووووووق در برج میلاد 

- از 5 تومن پول تو جیبی هفتگی تا 500000 تومن خرج پاستیل 

- از "غول بی شاخ و دم کنکور" تا " کنکور گوگوری مگوری "

- و ...  

 


با سلام خدمت همه دوستان ، از این هفته قصد داریم به اتفاق یه بررسی رو انجام بدیم من باب کمی مزاح و البته اندکی بیشتر تأمل . و گذاری داشته باشیم بر گذر ایام و و شکاف نسلی به وجود آمده در عصر حاضر که باعث شده خیلی از صاحب نظران در موردش ابراز نگرانی کنن. گفتم ایراز نگرانی ..

دیدین تو اخبار این شخصیت های سیاسی همش دارن در مورد یه سری از موضوعات ابراز نگرانی یا تأکید می کنن ؟!!  میگم یعنی میشه روزی برسه که مام رو یه چیزی تأکید کنیم؟!!! یا مثلاً با یه مقام بلندپایه در مورد مسائل کلان شهری "رایزنی" کنیم! این آخریه خیلی کلاس داره جداً ! شنیده شده حاجی خودمون بعضاً از این رایزنی ها انجام میده تو حیطه کاری خودش!  حاجی دست راستت رو سرِ ما

 

با آرزوی موفقیت های روزافزون برای سید عزیز ، ایشاا... که شاهد رشد و ترقی هر چه بیشترش باشیم، بلکه دست چند تا از ماها رو هم یه جایی بند کرد ! 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       و اما بحث اصلیمون ... 

 

                                             فصل اول     ( لطفاً به ادامه مطلب مراجعه کنید)



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 13:57 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

با سلام مجدد خدمت همه دوستان  و عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن میلاد پر برکت امام رضا(ع) . امیدوارم که روزگار به کام همه تون شیرین باشه و روزهای خوب و موفقی رو در پیش داشته باشین. 

میخواییم از این به بعد تو این صفحه که اسمشو گذاشتیم "نوستالژیک" هر هفته چند تا عکس رو بهتون هدیه کنیم! عکسهایی که مطمئناً برای همه مون سرشار از خاطره (تلخ و شیرین)خواهد بود . البته سعیمون بر این خواهد بود که به هیچ وجه عکسی گذاشته نشه که باعث ناراحتی و دلخوری کسی بشه . صرفاً عکسهایی که یه جورایی همه مون باهاشون خاطراتی داریم . امیدوارم که این بخش مورد توجه دوستان عزیز قرار بگیره . ضمناً بی صبرانه منتظر شنیدن نظرات زیباتون در خصوص عکس ها هستیم . اگر هم در مورد عکس خاصی ، خاطره ای چیزی به ذهنتون رسید خوشحال میشیم بشنویم .  

 

«مایه خوشحالی و افتخاره که هنوز هم جمع خوب و صمیمی مون به یاد هم هستن»

عکس ها در ادامه مطلب( آخرین بروز رسانی 7 /8 /93) 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 | 22:3 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

آخرين وضعيت تحصيلي، شغلي، محل سكونت فعلي و ... دوستان

(بچه های گل جغرافیا و برنامه ریزی شهری ۸۴ دانشگاه فردوسی مشهد)

« آخرین بروزرسانی=» 1393/7/25 »

  1. سيد عادل شيريني/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری (پيام نور مركز رشت)/شغل: آزاد / محل سكونت اردبيل 
  2. محبوبه صديقي / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری (پيام نور تهران مركز )/شغل: كارشناس مطالعات شركت مهندسي مشاور/ محل سكونت: اردبيل
  3. صالحه صلاحی/ کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری/ شغل : در جستجوی کار / محل سکونت: بندرعباس
  4. سيد محمدمحسن رضوي/دانشجوی سال سوم دکترا(دانشگاه شهید بهشتی) / شغل:     دانشجو     / محل سکونت : تهران
  5. سيد محمدرضا اصنافي/ كارشناسي ارشد ارتباطات فرهنگي / شغل: مدير رسانه هاي آنلاين وزارت فرهنگ و ارشاد / محل سكونت : تهران
  6. سکینه نیکزاد / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری (دانشگاه یزد) / شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : رشتخوار
  7. معصومه امینی / کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری/ شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : بجنورد
  8. الهام ابراهیمی/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد)/شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : کاشمر
  9. محمود عيوضلو / دانشجوي سال آخر دكترا (دانشگاه اصفهان) / شغل : مدرس دانشگاه اصفهان / محل سكونت : اصفهان 
  10. فرشته رضایی / دانشجوی دوری دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری (دانشگاه شهید بهشتی تهران) / شغل: ؟ / محل سکونت : نورآباد فارس
  11. فاطمه سادات حسینی / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد)/ شغل : در جستجوی کار / محل سکونت : بردسیر  
  12. انسیه جعفری / کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد) / شغل : در جستجوی کار / محل سکونت: مشهد 

  13. رضا صمدي /دانشجوی سال سوم دکترا (دانشگاه فردوسی مشهد)/ شغل: کارمند اداره اراضی آستان قدس / محل سکونت: فجر ۱ ! (مشهد)

  14. صالح اسدي / دانشجوی سال سوم دکترا (دانشگاه تربیت مدرس تهران) / شغل: شرکت مهندسی مشاور / محل سکونت : تهران
  15. كمال زروندي /کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری/ شغل: كارمند آستان قدس / محل سکونت: مشهد
  16. علي بركاتي/ كارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي شهري(دانشگاه شهيد بهشتي تهران) / 
  17. محمدامين عطار/ دانشجوي سال سوم دكترا (دانشگاه محقق اردبيلي) / شغل: مدرس دانشگاه محقق / محل سكونت: اردبيل
  18. احمد جهاني/ كارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي شهري(دانشگاه زاهدان) / شغل: کارمند شهرداری تهران / محل سکونت : تهران 
  19. مهدي شوريابي/ كارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي شهري(فردوسي مشهد)/ شغل : کارمند شهرداری نیشابور  / محل سكونت : نیشابور
  20. سلمان حياتي/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(فردوسی مشهد) / شغل: فعلاً سرباز اسلام هستن ایشون ! 
  21. سمیه روشن / دانشجوی سال سوم دکترا (دانشگاه محقق اردبیلی) / شغل : مدرس دانشگاه محقق / محل سکونت : اردبیل
  22. عليرضا شهرياري/ کارشناسی جغرافیا و برنامه ریزی شهری(دانشگاه اصفهان)/ شغل : کارمند سپاه / محل سکونت : اصفهان 
  23. كاوه نادري/ کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری(دانشگاه شهید چمران اهواز)  / شغل : ـــــــــــ  / محل سکونت : کرمانشاه
  24. سهیلا نوری / کارشناسی ارشد جغرافیا گرایش توریسم(دانشگاه زنجان) / شغل : خانه دار /  محل سکونت: بندرعباس

  25. بهمن غفاری / کارشناسی ارشد جغرافیا گرایش توریسم(دانشگاه زاهدان) /شغل :  .....   / محل سکونت : بندرعباس




موضوعات مرتبط: آخــريــن آمـــار از دوسـتـــان 84

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 | 12:45 | نویسنده : سيد عادل شيريني |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.