با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز، و تبریک این روز مبارک خدمت همه تون ... 

* تبریک ویژه خدمت تک تک آقایون گروه به مناسبت ولادت حضرت علی (ع) و روز مرد 

* یه تبریک مضاعف خدمت اون دسته از آقایونی که پدر شدن و یه جوراب اضافی گیرشون میاد!!! از جمله سید محمدرضا اصنافی عزیز ، علیرضا شهریاری دوست داشتنی و البته بهمن غفاری گل . کسی دیگه ای که از قلم نیفتاد؟!  آقا اگه کسی جا موند به بزرگی خودتون ببخشید. 

* یه تبریک هم جا داره از همینجا خدمت تمامی اساتید و معلم های زحمتکش خودمون داشته باشیم که به قول آقای زهتاب: یعنی اینجایی که ما الآن هستیمووووون ، حاصیلی زحماتی اوناس !   

و البته چند تا از بچه های گروه خودمون هم الحمدا... به کسوت معلمی و البته استادی دراومدن که جا داره صمیمانه ترین تبریک هامون رو خدمتشون اعلام کنیم. 


 

خب بعد از تبریکات مناسبتی بریم سراغ خاطره بازی .... 

- یادتونه.... 

طبق گمانه زنی های تاریخی این تصویر مربوط به دوران "خزولوئیک" ( دوران تیپ های خزگونه) میباشد! هیشکی هم حق اعتراض نداره چون کیفیت بالای عکس و full HD بودنش جزئیات رو داره به خوبی نمایان میکنه !  

خب حالا یادتونه اینجا دقیقاً کدوم شهر و کدوم منطقه بود ؟!!؟ 

 

- یادتونه .... 

جناب "بش قارداش"   یا به عبارت ترکی "پنج داداشا" !  یادتونه اون روز ناهار چی خوردیم ؟!!!

 

- یادتونه ... 

 



تاريخ : شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 10:37 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

با تشکر ویژه از همه دوستانی که تو نظرسنجی شرکت کردند، و نهایت سپاس از اون عزیزانی که به طور مداوم به وبلاگ سر میزنن، و با نظر و پیشنهاداتشون باعث دلگرمی ما میشن. یه وقت شوخی های ما رو به دل نگیرین که فقط و فقط به خاطر عوض شدن حال و هوای پاتوق صمیمی خودمونه.  

راستی بچه ها از طرف یونسکو هم به دفتر وبلاگ یه نامه ای فکس شده که میخوان ما رو ثبت جهانی کنن ! به نظرتون چیکار کنیم؟! قبول کنیم ؟!! من میگم اول از حسینی بای شروع کنیم!  بیاد یه گزارشی ازمون بگیره ورداریم بهش بدیم بره قال قضیه رو بکنه بره دیگه !!!! 

 



تاريخ : جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 7:43 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

عکس بالا محض یهویی بود!  مخصوص مخاطبای خاص وبلاگ ! 

 

میخوام تو این مطلب یکم باهم خاطره بازی کنیم . چند وقت پیش با خودم نشسته بودم و عکسهای خوابگاه رو نگاه میکردم، یه چیزایی اومد تو ذهنم که با مرورشون کلی خنده م گرفت ! از خوابگاه ، دانشکده و دانشگاه ! 

بی مقدمه براتون بگم ...      یادتونه .... ؟؟؟!!!   

-  یادتونه...

 آهنگ هم اتاقی !!!  واااااای چقد رو بورس بود یه مدت!  چقد با این آهنگ احساس همزاد پنداری میکردیم اون موقع !  اینجوری هم میخوند: همّوتاقی ، همّوتاقی ، برو طبیب دل بیمارمو بیار ! ....   ادامه ش یادتونه ؟!!    خخخخخخخخخخخ 

- یادتونه ....  

خیلیامون با کلمه " کوییز  QUIZ"  اولین بار تو کلاس دکتر مافی آشنا شدیم!  چقد واژه باکلاسی اون موقع به نظر میومد. یادمه اولین کوییز هم مصادف شده بود با رفتن یه عده از بچه های کلاس به رستوران حرم امام رضا ! با اون ژتون هایی که به دانشجوهای جدیدالورود داده بودن!  یاد سرویسهای تشرف به حرم افتادم ... هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی 

 

 

- یادتونه ... 

شمام تو اتاق خودتون یا اتاق بچه ها از این سی دی من ها داشتین !؟ چه تکنولوژی پیشرفته ای داشت واسه اون موقع !  

 

- یادتونه ... 

 آقا ما اون ماههای اول که مستقر شدیم تو خوابگاه ، این بچه های سال بالایی رو میدیم که خیــــــــــــلی راحت، با لباسای راحتی و بعضاً بدون لباس راحتی ! قشنگ تو حیاط و محوطه خوابگاه میگردین، همچین خوف ورمون میداشت که اصن یه وضییییییییییی !  اووووووووووه بابا اینا چقد راحتن، خجالت نمیکشن اینجوری میگردن جلوی همه؟!!  بعدها فهمیدیم که این یه روندیه که به مرور اتفاق میافته و یه چیز کاملاً طبیعیه تو خوابگاه! 

 آخه من الآن چه عکسی واسه این بزنم؟!! چه انتظارایی داریناااااااا؟!!  

بذارین به جاش یه عکسی بزنم داغ دلمون تازه شه! همچین جیگرامون حال بیاد ! التماس دعا ! 

(توضیح عکس: این تصویر مربوط یه حدود یک دهـــــــــــــــــــه پیش میباشد! )

 توی این عکس، اگه اشتباه نکنم محمد نجفی، احمد جهانی، کاوه نادری، علیرضا شهریاری و مهدی شوریابی نیستن. که البته مهدی تو این سفر بود ولی تو این عکس نیفتاده.

آیا میدانید هر کدام از این جغرافیدانان، الآن در چه جایگاه و پست و مقامی هستند؟؟؟!!! (پست و مقامو خوب اومدم!   )

 

- یادتونه ...

 

 

 منتظر ادامه خاطره بازی وبلاگ باشید ... 



تاريخ : پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 10:20 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

 

  با سلام خدمت دوستان عزیز. بنا به پیشنهاد بچه های گروه ( البته 2 نفر بیشتر نبودن! ) مبنی بر تشکیل یک گروه اختصاصی برای خودمون تو شبکه های اجتماعی تلفن همراه برای ارتباط بیشتر ، بهتر دیدیم این مطلب رو با عزیزان به اشتراک بذاریم ، تا در صورت موافقت و اقبال جمعی این کار رو صورت بدیم. 

خواهشمندیم هر کدوم از دوستان که تمایل دارن، موافقت یا عدم موافقت خودشون رو تو قسمت نظرات همین مطلب برامون ارسال کنند. به عنوان اولین نفر سرکار خانم عبادی نیا اعلام آمادگی کردن( تو بخش پیام نگار وبلاگ، سمت چپ، میتونید مشاهده کنید) . از بقیه دوستان هم خواهشمندیم در صورت تمایل خیلی صادقانه و صمیمی با اسم و مشخصات خودشون نظراتشون رو با ما در میون بذارن.  

هر پیشنهاد دیگه ای هم در هر موردی اگه داشتین به دیده ی منت ، بفرمائید تا با دوستان مطرح کنیم. 

با تشکر 


اطلاعیه تکمیلی : 

جا داره تشکر ویژه خودم رو ابراز کنم خدمت تمامی "ناشناسان" ، "ته کلاسی ها"،  "همکلاسی" ها و کلیه ی مجهول الهویه های محترم ، بابت حضور پررنگ و مستمرشون! اینجاس که باید گفت: خسته نباشی دلاور، خدا قوت پهلوون !  

بابا الان شما موافقتتون رو مثلا ابراز میکنین،اونم به طور جدی و بدجور! ما از کجا بفهمیم که کی به کیه؟!!  اصلا از بچه های گروه ما هستین، نیستین!  باز گلی به جمال آقای حجازی و برخی دوستان که یه شخصیتی برای خودشون قائل میشن و حداقل احترامی برای بقیه!  

هدف ما از نظرسنجی این بود که دوستان بیشتر به هم نزدیک بشن و ارتباطمون بیشتر بشه . که اگه اکثریت مایل بودن گروه اختصای خودمون رو تو شبکه اجتماعی تلفن همراه تشکیل بدیم و شماره های تماس دوستان رو هم(در صورت تمایل خودشون) به اشتراک بذاریم. مثل سرکار خانم عبادی نیا که به عنوان اولین نفر اعلام آمادگی کردن.

ممنون میشیم از لطفتون .

همین ! 



تاريخ : دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ | 9:22 | نویسنده : سيد عادل شيريني |



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 10:8 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

با سلام و عرض تبریکِ پیشاپیش به مناسبت فرارسیدن عید نوروز و سال نو 

امیدوارم همه دوستان عزیز، هر جا که هستند، در هر گوشه ای از ایران

سالی پر از موفقیت ها رو پیش رو داشته باشن



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 9:55 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

 

بی ربط نوشت:
موجودات سه دسته اند:

1-دارای شُش
2- دارای آب شش
3- دارای خاک شش

همین ... عرض دیگه ای نیست! 



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 2:46 | نویسنده : سيد عادل شيريني |

ژاپنی ها همان کلاس اول دبستان، اتمام حجت می کنند با بچه هایشان، می ترسانند، درس اول هم جغرافیا است؛ نقشه ژاپن را میگذارند جلوی بچه ها و می گویند: ببینید این ژاپن کوچولوی ماست، ببینید! ژاپن ما نفت ندارد، گاز ندارد، معدن ندارد، زمینش محدود است و جمعیتش زیاد و... لیست «نداشته ها» را به بچه ها گوشزد میکنند، خیلی خودمانی بچه هایشان را می ترسانند...

در ژاپن نظام آموزشی فهرست مشاغل مورد نیاز جامعه را از همان اول کار، به «بچه ها» گوشزد میکند، حتی حجم موضوعات درسی کتابهای درسی در ژاپن، یک سوم اروپا است، چون ژاپنیها معتقدند «عمق» بهتر از «وسعت» است!

حالا این را مقایسه کنید با کتابهای درسی و حتی رسانه های ما-از هر جناح و طیف، مخالف و موافق- که از همان اول مدام در گوش بچه ها می خوانند: «ای ایران،ای مرز پرگهر،سنگ کوهت در و گوهر است» و... در دبستان هم، اولین درس ما تاریخ است، نه برای عبرت، بلکه شرح «افتخارات گذشته»، اگر گربه جغرافیایی را هم بگذارند جلوی بچه ها، باغرور میگویند:« بچه ها ببینید! ایران همه چیز دارد! ایران نفت دارد، گاز دارد، جنگل دارد، دریا دارد و...»

نتیجه اش میشود احساس «داشتن» و «غنای کامل» وایجاد تلفیقی از تنبلی اجتماعی و حتی طلبکاری که به اشتباه به آن میگوییم غرور ملی. با این وصف، کودکان و جوانان و مدیران و نسل جدید ما باید برای چه «چیزی» تلاش کنند؟این میشود که بچه های ما فکر و ذکرشان، میشود دکترشدن، مهندس شدن و خلبان شدن، یعنی شغلهای رویایی و به شدت مادی – که نفع و رفاه «شخص» در آن حرف اول و آخر را میزند نه نیاز کشور!!!

حالا متوجه میشوید که چرا  بیشتر عمر دانشجویی در ایران در خوابگاه سپری میشود نه در کتابخانه دانشکده؟همگی سال اول دبستان رو به یاد بیاورید...



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | 1:44 | نویسنده : سيد عادل شيريني |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.