جالب هست ببینید
از همه دوستانی که آمدند و پست جدیدی در وبلاگ ندیدند عذر می خواهم.مشغول کارهای متعددی بودم من جمله طراحی و ایجاد یک زنجیره ی وبلاگی(شامل شعر مذهب و ...) که از وبلاگ خودم می تونید لینک هاش رو ببینید.
به پیشنهاد دوستان و قولی که داده بودم پستی رو ایجاد میکنیم تا دوستان بتونن نظرات و راهنمایی های خودشون رو در مورد موضوعات مختلف در اون مطرح کنن و در مورد موضوعات بحث بشه تا شاید دوستان بتونن از نظرات یکدیگر استفاده کنند.با اینکه خودم خوش بین نیستم ولی به اصرار دوستان موضوع اول رو ازدواج قرار می دهیم.البته بعدش هم سریعا موضوع ادامه تحصیل و کمک های که میشه دوستان به هم بکنن هم مطرح می شه.
پس موضوع اول بحث شیرین ازدواج:
برای آغاز شدن بحث چند تا سوال مطرح می کنم.
۱.به نظر دوستان نقش عقل در ازدواج مهم تر است یا عشق و احساسات؟
۲.کی باید ازدواج کرد؟
۳.آیا ازدواج مانع تحصیل می شود؟
۴.مسائل مالی در ازدواج چقدر مهم است؟
۵.ازدواج دانشجویی بهتر است یا ازدواج خانوادگی؟
۶.روش سنتی ازدواج را می پسندید یا روشهای جدید؟
۷.نظر خانواده در ازدواج چقدر مهم است؟
۸.آیا شده که به پیشنهاد ازدواج کسی جواب منفی بدهید و بعد پشمیان بشوید؟چرا؟
۹.تصور شما قبل از ازدواج و بعد از ان نسبت به ازدواج چقدر تغییر کرده؟
۱۰.به نظر شما ظاهر و زیبایی طرف مقابل چقدر در انتخاب همسر اهمیت دارد؟
مقاله ای رو سایت خبری الف از بنده حقیر زده که دوستان می تونن اینجا بخونن اش
و دیگری اش که جدید هست رو اینجا
با توجه به طولانی شدن مدت شرکت در نظر سنجی و شرکت حدود ۴۰ نفر(تعداد تقریبی همکلاسی ها)و امکان شرکت مجدد بعضی ها!!(که شاید در این نظر سنجی هم بیش از یکبار شرکت کرده باشند)نظر سنجی رو پایان می دهم و نتایج ان به این شرح اعلام می گردد
برترین استاد اخلاق:
آقای دکتر اعظمی با ۱۲ رای و حدود ۳۰٪ انتخاب شدند
و آقایان دکتر قاسمی با ۸ و دکتر خاکپور با ۷ رای نفرات بعدی هستند
برترین استاد علمی:
آقایان دکتر قاسمی و دکتر حبیبی نوخندان با کسب ۱۰ رای مشترکا انتخاب شدند
برترین استاد در مجموع:
دکتر اعظمی با ۱۵ رای انتخاب شدند و دکتر قاسمی با ۱۰ رای نفر دوم
از همه دوستان که در نظر سنجی شرکت کردند تشکر می نمایم.البته به خصوص کسانی که به حق خودشون پایبند بودند و فقط یک رای دادند.
دوستانی که مشهد هستند لطف کنند و به اساتید منتخب دوستان نتایج را اعلام کنند!!!!!!!
و از الان هم یک نظر سنجی جدید شروع می شود که امیدوارم دوستان شرکت نمایند
یک توضیح در مورد نظر سنجی جدید بدم که:
توی این مدت سر کلاس بنا به موضوع و بحث جملات کوتاهی از طرف دوستان گفته می شد و خنده جمع یا عده ای از اطراف رو به همراه داشت. که همین ها کلاس ما رو در گروه و دانشکده جمع هماهنگ و دوستانه تری نشون می داد.جملاتی که به متلک و تیکه و غیره مشهور اند!!!
به پیشنهاد یکی این رو کردم موضوع نظر سنجی.یه جورای خواستیم با نمک ترین رو انتخاب کنیم.البته امیدوارم دوستان ناراحت نشن.
اگه می دیدید وبلاگ چند روزی تعطیل بود و به روز نمی شد و نظرات تائید نمی شد دلیل داشت و دلیلیش هم هم شغل شدن من و مارکوپولو بود!!
بعضی موقع ها گل دقیقه نود خیلی بیشتر به ادم حال می ده.قضیه ارشد من هم همین شده.بعد از اینکه توی اعلام نتایج قبول نشدم و یاد گرفتم که دیگه از روی غرور کاری رو نکنم خدا لطف دیگری کرد و از یک دانشگاه وابسته به یک سازمان دولتی(که به بعضی دلایل اسمش رو نمی گم) برام دعوت به مصاحبه اومد و ....بعد از هفت خان رستم و گزینش و ... قرار بر بستن کوله بار تهران شد.
توی این ۱۵ روز سفر ما هم نکاتی بود که گفتم شاید برای بعضی ها جالب باشه.
توی سفر تهران مزاحم اقای برکاتی عزیز شدیم :
براتون بگم که ایشون هم حالش خوب بود.برای اونهای که سال دیگه هم می خواهند ارشد بدن بگم از دانشگاه بهشتی
از لحاظ امکانات با اینکه به فردوسی نمی رسه ولی خیلی هم کم نداره.از نظر من که بهشته!همه شهر از اون بالا پیداست و شبهای پر نور تهران هم دیدنی.دانشگاهی که به باغ و ویلا بیشتر شبیه هست با آلاچیق های قشنگ که برا من تعجب آور بود!!یک خوبی دیگه ای هم که داره برا آدم های مثل من عالیه چون به واسطه کوهستانی بودن دانشگاه در عرض یک ماه به یک ورزشکار حرفه ای مبدل خواهید شد.
متاسفانه تغییر برنامه کاریم باعث عدم رویت اقای اسدی عزیز شد.از اوشون و دانشگاهشون هم بگم که حالش خوبه و خوابگاهاشون در حد زیر صفر مزخرف هست.اتاق های دو نفره فردوسی برا ۵ نفر ارشد!!اینم برای مشتاقین تهران! بگم که همچین منتظر تفاوت فرسنگی بین اساتید مشهد و تهران نباشند.استاد خوب و خیلی بد همه جا هست.
از قول آقای رضایی هم بگم که یه جورایی سیاسی مشهد رو بهتر ازتهران میدید و...
بعد از تهران قصد مشهد کردم
در راه دو سه روزی در بیرجند بودم که چیز های دیدم که هدف اصلی من از نوشتن این پست همین بود.پدر من حدودا ۶۰ سال سن دارند و تا به امروز با همه دوستان دانشگاهی شون ارتباط دارند.هر وقت مشهد میایم خونه دوست مشهدی شون می رن و هروقت تهران دوست های تهرانی نشین شون.البته بار ها هم میزبان دوستانشون در شیراز بودیم.اینبار بعد از ۱۷ سال که رفته بودیم بیرجند دگر باررفتیم بیرجند برای دیدن دوست دانشگاهی پدرم که دیگه هر دو الان موی سیاهی بر سر ندارند!دوستی از دیدار کردستان(که سال هاست در بیرجند ساکن هست)و اهل تسنن که با پدرم خیلی صمیمی هستند و توی این ۱۷سال که همدیگر را ندیده بودند تلفنی زیاد صحبت می کردند.
این رو تعریف کردم تا یه چیزی رو بگم.به حسی که دوست پدرم و پدرم در دیدار پس از ۱۷ سال داشتند و تعریف خاطرات ۳۰ ۳۵ سال پیش فکر کنید.
دوستی یعنی این.دوران شیرین دانشجویی با اینکه خیلی سخت بود تمام شد ولی این دوستی هاست که می مونه.می بینید دوستی اگر واقعی باشه زمان و فاصله کهنه اش نمی کنه.هنوز هم خاطرات دوران دانشجویی بعد از ۳۰ سال جالبه هست.این رو گفتم که دوستان اگه از هم گلایه و ناراحتی دارند ببخشند و نگذارند خاطرات خوب این چهار سال کم رنگ بشه و از هم بی خبر بشیم.
بگذریم بعد از بیرجند دیدن مشهد و دانشگاه که خیلی دلم براش تنگ شده بود جالب بود.
دانشگاه یک جورایی ساکت و آروم بود.
البته دیدن چند تا از دوستان با اینکه جایی اون کلاس شلوغ ۴۰ نفره رو پر نمی کرد ولی هی خوب بود.
از دیدن آقای رضوی و شوریابی(که از بهشتی به مشهد خودش رو منتقل کرده) همینطور آقای شیرینی که برا تولد امام رضا(ع)به مشهد اومده بود خیلی خوشحال شدیم.
دوستانی که مشهد بودند از تکراری بودن مطالب اساتید گذشته گلایه داشتند و از تکرار مطالب کارشناسی ناراضی
البته همینطور از دانشکده که بدون دوستان کارشناسی شده بود هم احساس افسردگی می نمودند.با هم به یاد گذشته توی کنفرانس آب که در تالار فردوسی تشکیل شده بود شرکت کرده و از سخنرانی دکتر پاپلی استفاده کردیم.
خانم های پر تلاش کلاس خانم ابراهیمی و قاسمی را هم به واسطه کلاس دکتر رهنما دیدم که امیدوارم همچنان موفق و پیروز باشند
بعد هم یک روزی مزاحم آقای زروندی در نیشابور شدم.شدیدا مشغول کار شده و موفق.البته دو تغییر بسیار مهم هم کرده یکی اینکه به شدت لاغر شده و دوم اینکه به واسطه تذکرات اطرافیان این مایه دود و آلودگی(قلیونش رو می گم)رو کنار گذاشته که از الطاف و معجزات الهی می باشد!!
در اخر هم بگم که به واسطه سفر به شیراز آقای حیاتی از احوال ایشون هم باخبر هستم که ایشالا با تلاش مجدد به حقشون که سال پیش بهش نرسیدن در کنکور سال بعد دست پیدا می کنن و با یک رتبه تک رقمی همه رو خوشحال می کنن البته به شرطی که دوباره شروع کنن که ایشالا می کنن.
از زوج گروه جغرافیا آقای غفاری و خانم نوری هم بگم که مشغول زندگی متاهلی هستند که امیدوارم موفق باشند.خونشون هم رفتیم و مزاحم اونها هم شدم.
وایی چقدر حرف زدم......
خلاصه اینها رو نوشتم تا از احوال دوستانتون با خبر باشید و بقیه دوستان هم لطف کنن از خودشون و دوستان اگر خبری دارند بدهند
بخش نظرات این بخش رو می بند تا همه نظراتشون رو توی بخش نظرات حرف اول بگذارند چون اونجا یه جورای به محل گفتگو تبدیل شده.
یا علی
واقعا چقدر زیبا ست
می تونید عکسها رو اینجا ببینید(ببخشید مشکلی داشت که حل شد)
گاگوووووول(خودم)
پلخمون(یکی از بچه های دانشکده)
شعر کده یک دکتر(پسر عمه گلم)